تبليغاتX
عرفان حلقه -استاد طاهری
شعور کیهانی--عرفان شرق- طب کل نگر -فرادرمانی -دریافتهای شخصی

خیلی وقت بود که سری به این وب لاگم نزده بودم حتما علت ان را بعد ها خواهم گفت  وقتی از نظرات دوستان مطلع شدم واقعا شرمنده شدم در شب عاشورا تصمیم گرفتم تا کل ماجرای درمان شدن وچگونگی اشنائی خودم را با فرا درمانگی بنویسم وقسم میخورم تا ساعت ۶ صبح نوشتم ولی متاسفانه به عللی چون مطالب را سیو نکردم همه مطالبم حذف شدودوست عز یزی که گله کرده بود .واقعا حق داشت مطبم را نیمه کاره رها کرده بودم.می خواستم برای دوستان بگم چطور درمان شدم وقسمت کوتاهی را میکم تا در فرصت مناسب مطالبم را کامل کنم....

.در روز هایی که تنها سعی وتلاش من فقط مسایل اقتصادی واستفاده از هوش خدا دادی وتکیه بر توان خودم بود فقط خودم را میدیدم.... می دیدم وانچه که میتوانستم انجام بدهم اگر کسی خوب بود خوب بودم وگر بد بود بد میشدم .در اوج توانمندی ا وتلاش بودم وشاید کم کم داشتم دیگران را فراموش می کردم وان زمان بود که طلنگری به عنوانبیماری منو به خودم اورد.علت های زیادی دست به دست هم دادند ومرابه زمین زدند البته ان دست تقدیر وسرنوشت ورای همه انها بود من که از کودکی اموخته بودم صبور و برد بار باشم با شروع بیماری فقط صبر کردم اما هر چه می گذشت از بهبودی خبری نبود ماه ها گذست وپس از درمانهای مخطلف دیدم روی پله اول بیماری هستم دیگر از نظر روحی کسل و مستاصل بودم هر روز امیدم برای راه درمان جدیدی بودم.پزشکان قادر نبول دند بیماری منو تشخیص بدهند.وهر روز منو به پزشک دیگری پاس میدادند  شرح بیمای ام

بماند.دریکیاز روزهاکه بسیار ناامید اازنتیجه درمان بودمدست به سوی خداوند بردم واز او خواستم راه تازهای را جلوی روی من بگذاره که دیگه تحمل درد وبیماری را نداشتم همان موقع رفتم سراغ کتتاب حضت حافظ وتفعلی این زدم ومفهوم غزل این بود که در هفت عالم غوغایی اس که تو ازان غافلی و مسیحا نفسی برای درمان توخواهد  امد. بعد از خواندن بارقه امیدی در دلم درخشید وساعتی گذشته بود که تلفن خو.نه زنگ خورد ویکیازبستگان به من زنگ زد وگفت که در کتابخانه مرکزی کرج همایش درمانگری هست واین شروع اشنایی  من با عرفان حلقه {عرفان کیهانی}بود با اشنای بااین عرفان نگرش من نسبت به خودم وحضورم در این کره خاکی ونسبت به دیکران دجار تغییر شد دیگر خودم را تنها دراین جهان نمی دیدم دیگر  خداوند رافقط درانحصار خود یا دیگری را درک وحد اقل به حل

 برخی از مظاهر ان برسم .در این بینش که مبتنی بر دیدگاه عرفان اسلامی- ایرانی وریشه دراندیشهای عافان وشاعرانی مانند حضرت مو لانا-حافظ-صایب و......میباشد راهی نو ومبتی بر نگرش اسلامی می باشد.استاد

طاهری بعنوان بنیانگذ ار این مکتب درکتاب انسان از منظری دیگر به توضیح وتشریح عرفان اسلامی-ایرانی میپردازد .اینکه از کجا امدهایم وچه وظیفه ای دراین کره خاکی داریم وبه کجا خواهیم رفت نیاز به درک وشناخت عممیق و قلبی و واقعی دارد .واز انجایی که

طی این مرحله بی همرهی خضر مکن                   ظلمات است بترس از خطر گمراهی

این شور و اشتیاق وطالب بودن انسان دراین خاک است که تعین میکند که در چه مسیری باید گام برداردووطی طریق او در این دنیا باید چه بکند و به کجا باید برود.این دنیاکه سرگرمی وبازیچه بسیار زیبایی است ما چنان مشغول میشویم که.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 0:43  توسط عزیزمحمدی  |